تبليغاتX
یک ایرانی ازاد سیاسی می نویسد

یک ایرانی ازاد سیاسی می نویسد

اینجا ایرانست ، پس پیش بسوی نظامی نوین و جهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 17:45  توسط سید  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 17:38  توسط سید  | 

بالاخره از شر کنکور راحت شدیما

منتظر مطالب جدید باشید

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 0:8  توسط سید  | 

تغییر جالب توجه دفتر کار مهدی کروبی

تصاویر موجود از دفتر مهدی کروبی نشان از تغییرات پی‌درپی و قابل تامل تصاویر نصب شده بر دیوار پشت سر وی دارد.

به گزارش «فردا» علی‌اصغر شفیعیان دبیر سابق سرویس سیاسی ایسنا و عضو ستاد میرحسین موسوی در وبلاگ خود در مطلبی با عنوان «آقای کروبی کاسبی نکنید!» ذیل سه عکس زیر توضیحاتی داده است که در نوع خود جالب توجه است.









شفیعیان در وبلاگ خود می‌نویسد: این سه عکس را مشاهده فرمایید! از دفتر کار آقاي كروبي است كه مربوط به سه تاریخ متفاوت و در بازه‌ی زمانی حدود یک سال است. معمولا پیرمردی به این سن و سال عکسی که در دفتر خود نصب می کند را تغییر نمی دهد، مثلا اگر کسی عکس پدرش یا کسی که خیلی او را دوست دارد در دفترش نصب کند یک عمری آن را تغییر نمی دهد.

دبیر سابق سرویس سیاسی ایسنا در ادامه می‌افزاید: من اتفاقی تفاوت عكسي که بالاي سر آقاي كروبي در دفترش  را در سال 84 متوجه شدم. تغییرات را ببینید، جالب است. اولی فقط عکس امام است، بعد امام و آقای خامنه ای و دست آخر هیچ کدام نیستند.

شفیعیان در انتهای این نوشتار می‌نویسد: امروز البته در دفتر جدید ایشان نمی دانم عکس چه کسی نصب است؟ هر کسی درست حدس بزند یک بلیط فینال جام جهانی جایزه می گیرد!

اهمیت این نوشتار از آن جهت است که شفیعیان خود از فعالان ستاد موسوی بوده و به عنوان یک فعال رسانه‌ای گرایشات صریح اصلاح‌طلبانه دارد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 14:48  توسط سید  | 

بدون شرح

این جملات را بخوانید:

مگر در این كشور شورای نگهبان وجود ندارد كه این افراد اینگونه به نمایندگان اتهام می‌زنند؟

وقتی  که این قسمت اول این جملات را می خوانید حتما می گویید یک چهره ی اصولگرا این حرف را زده اما اینها حرف های مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب مردم سالاری و نماینده ی سمنان است که در پی تجمعات دولتی!!!!!!!!!! در اطراف مجلس این سخنان را گفته است

البته ما این سوال را یکسال است از ایشان و دوستانشان می پرسیم ولی هنوز جوابی برای ان دریافت نکردیم

اگر شما فهمیدید به ما هم بگویید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 12:28  توسط سید  | 

مردی از جنس عشق(از ارشیو وبلاگ)

وقتی از فرانسه برگشت، همه فکر می‌کردند ممکن است چه تغییری کرده باشد؛ یعنی فارسی را به سختی حرف می‌زند؟ باز هم می‌شود با او سر یک سفره نشست و آبگوشت خورد؟ وقتی از قطار پیاده شد، همان گیوه‌ها پایش بود. چشم‌های تیزش می‌خندید و دنبال چهره‌های آشنا می‌گشت. تا شروع کرد به خوش وبش. همه اضطراب‌ها ریخت که «ای وای لهجه‌اش هم که هنوز عوض نشده!» این تصویر شاید همان تعریف خودش از روشنفکر باشد؛ کسی که با مردم زندگی کرد و به زبان آنها با فوت و فنی خاص خودش  حرف زد. می‌گویند اعتماد به نفس دانشجویان مسلمان با بودن دکتر رنگ گرفت: همان‌هایی که با هزار ترفند نمازشان را جایی می‌خواندند که کسی نبیند و آبرویشان نرود. حالا سرشان را بالا می‌گرفتند و نماز جماعت می‌خواندند. دین را جور دیگری بین جوان‌ها آورده بود.البته دوست و دشمن در حقش بی‌انصافی کردند چون هر کس خواست او را از آن خود کند و هیچ‌وقت آنطور که بود. آن‌طور که خودش دوست داشت و همه زندگی‌اش را برای گفتن و روشن کردن و به حرکت انداختن گذاشت. به نقد کشیده نشد، یا بتش کردند یا ملحدی بی‌خدا...

 او انسان آرمان خواهی بود که نگاه تلخ و درد تنهایی خود را ستود، آن‌طور که دوست داشت زندگی کرد و حسرت هیچ‌کاری را بر دلش نگذاشت؛ هر چند زندگی برای چنین کسی و کسانی که با او زندگی می‌کنند راحت نیست. اما کسانی که بر سر راه زندگی او قرار گرفتند و تأثیر خودشان را گذاشتند، شادمان و لبریزش کردند یا غمی به غم‌هایش اضافه کردند. تعدادشان کم نیست؛ از پدر و استاد و دوست گرفته تا دشمن و مخالف سرسخت. شناختن این آدم‌ها شاید به شناختن مردی به این وسعت کمک کند.

تشییع جنازه دکتر علی شریعتی

آنها که رفتند کاری حسینی کردند ، آنها که هستند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.

حضرت زینب (س) (زبان علی در کام)

دوست داشت کنار حضرت زینب دفن شود؛ کنار کسی که «جوانمردان از رکابش جوانمردی آموختند» اما شاید فکر نمی‌کرد تقدیرش این گونه باشد. وصیت کرده بود او را پشت تالار حسینیه ارشاد دفن کنند اما ساواک نگذاشت جسدش را به ایران بیاورند.

دوستان‌اش او را از لندن به دمشق بردند. امام موسی‌صدر بر او نماز خواند و در قبرستان کنار زینبیه به خاکش سپردند؛ کنار کسی که اعتراف می‌کرد حیرت زده‌اش می‌کند که انسان تا کجا می‌تواند برسد.

 

شریعتی و فاطمه سلام الله علیها

شریعتی در وصف فاطمه سلام الله علیها می گوید و می گوید و اینچنین در اوج رها می کند که : ...اینها همه هست و این همه فاطمه نیست، فاطمه فاطمه است

 

شاید در آن زمان هیچ جوانی نبود که به شکلی از دکتر شریعتی تأثیر نگرفته باشد اما چه کسانی بر زندگی خود او تأثیر گذاشتند؟

ثقه‌الاسلام علوی

مشرب تصوف و حکمت داشت و به همین خاطر مورد انتقاد خیلی از اهالی علم بود. شریعتی 15 سال پای درس دین و عرفان او نشست. او را به آیت‌اللهی قبول داشت و بسیاری از معنویات و شیرازه اصلی دینش را مدیون او می‌دانست و نگاه بدیعش را می‌پسندید و قبول داشت که در آثار و افکارش رد پای افکار استاد حک شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین فلسفی (دوست و همرزم)

تنها کسی که به اعتراف دکتر، حسادتش را برانگیخت همین دوست گرمابه و گلستان‌اش بود؛ از آن دوست‌های یک روح در 2 کالبد؛ کسی که باعث شد علی بازی‌گوش، هوای پشت‌بام و کاغذ‌بازی از سرش بیفتد و به درس و مشق علاقه‌مند شود و حتی از او جلو بزند. 12 سال با هم پشت میز و نیمکت مدرسه درس خوانده بودند اما فقط همدرس و همرزم نبودند. اوایل دوران دانشجویی، مسوولیت برگزاری مراسم سالگرد 9 اسفند- همان روزی که دکتر مصدق بعد از سقوط، دوباره روی کار آمده بود- با آنها بود. آن روز هر دو را گرفتند. بعد از بازجویی از فلسفی، شریعتی را برده بودند به بند مجرمان عادی و او را به بند زندانیان سیاسی . فلسفی خودش را متهم اصلی معرفی کرده بود و این برای او قابل تحمل نبود که این همه حقارت بکشد حتی پنجره سلولش را باز کرده بود و هر چه بد و بیراه به زبانش آمده بود بارش کرده بود.

- با مرحوم محمدتقی فلسفی معروف اشتباه نکنید.

دکتر علی شریعتی

رزاس(دختری با چشمانی به رنگ ابر)

جلوی کافه مادام کانار، مشرف به رودخانه مقدس به تماشای غروب می‌نشستند. یک سال، تقریبا هر روز، دختر او را شلخته خطاب می‌کرد چون همین یک کلمه فارسی را بلد بود و دکتر هم هنوز فرانسه را خوب حرف نمی‌زد اما رزاس می‌گفت؛ حرف‌هایش را می‌فهمد و چه بهتر از این دختر کم‌حرف بود و بر خلاف دیگران او ار نمی‌ستود بلکه می‌کاویدش...

رزاس به تورویل رفت و از آنجا نتیجه کاوش‌هایش را برای او فرستاد؛ «تو در بسیاری از راه‌ها رشید و هموار و نیرومند و زیبا راه می‌روی اما در زندگی کردن، همچون افلیجی هستی ... به همان اندازه که به همه کسانی که با تو آشنایی دارند لذت می‌دهی و می ارزی، به کسانی که با تو زندگی می‌کنند رنج خواهی داد و بی‌ثمر خواهی بود» و دکتر پذیرفته بود؛ به نظرش راست گفته بود!

 

محمدتقی شریعتی (پدر، قرآن‌شناس و متخصص در فلسفه اسلام)

برادر کوچک پدرش بود. او بود که علی را با کتاب رفیق کرد و هنر فکر کردن و انسان بودن را یادش داد وقتی معلم ششم دبستان‌اش به پدر گفت «از همه معلم‌ها باسوادتر است و از همشاگردی‌هایش تنبل‌تر!». از ته دل شاد شد اما گاهی که از گله معلم‌ها شاکی می‌شد، نصیحتش می‌کرد، «پسرجان، یک ساعت هم درس خودت را بخوان» و او باز هم خونسرد و ساکت می‌رفت بین کتاب‌هایی که دورتادور کتابخانه توی قفسه‌ها چیده شده بودند و او را به خود می‌خواندند. پدر کتاب می‌خواند و پسر کنجکاو رد کتاب را می‌گرفت و از ترس اینکه پدر منعش کند این مناسب سن تو نیست، گاهی پنهانی می‌خواندش. اما پدر دیگر می‌دانست پسر، معجونی است که هر چند می‌چزاندش اما هر چه پدری برای پسرش آرزو می‌کند، او دارد...

 پدر به چشم پسر همیشه با ایمان و استوار بود حتی وقتی برایش گفتند که «وقتی در زندان بودی، نیمه‌های شب از خواب می‌پرید، به کتابخانه می‌رفت. سر سجاده‌اش می‌نشست و دعایت می‌کرد گاه عقد‌ه‌اش می‌ترکید اما خودش را ساکت می‌کرد و گاه با ناله اسمت را آهسته صدا می‌زد».

 

ژرژگورویچ (استاد جامعه‌شناسی)

همکلاسی‌هایش او را گورویچ‌‌شناس لقب داده بودند می‌گفتند از مریدان و شیفتگان و نزدیکان فکری اوست. در 5 سالی که شاگردی‌اش را کرده بود، تنها کسی بود که افکار پیچیده استاد را خوب می‌فهمید. به او که می‌رسیدند، به شوخی به گورویچ‌ متلک می‌گفتند دکتر او را بزرگ می‌دانست چون عقلش را سیراب می‌کرد.

گورویچ نابغه، یهودی و چپ بود و از روسیه فراری. روزگاری با لنین دوست بود و بعد با استالین دشمن. 20 سال در اروپا و آمریکا آوارگی کشید چون فاشیست‌ها برای سرش جایزه گذاشته بودند و کمونیست‌های استالینی به خونش تشنه بودند.

 

موریس مترلینگ (نویسنده کتاب «اندیشه‌های مغز بزرگ»)

دبیرستانی بود و عاشق کتاب. آن روز بعد از ظهر، سرسفره ناهار، پدر با غذا بازی می‌کرد و کتاب «اندیشه‌های مغز بزرگ» را می‌خواند آن روزها بازار این کتاب داغ بود. او هم کنار پدر نشست. کتاب با این جمله شروع شده بود؛ «وقتی شمعی را پف می‌کنیم، شعله‌اش کجا می‌رود؟» و همین جمله کاری بود. به قول خودش انگار مغزش افتتاح شد؛ دیگر فلسفه شد همدم همیشگی‌اش. به نظر، او و مترلینگ شباهت‌هایی با هم داشتند؛ مثلا اینکه موریس در انشا استعداد فوق‌العاده‌ای داشت. افکارش را مدیون تعالیم پدرش بود و به جهان با چشمانی شکاک و متفکر نگاه می‌کرد.

 

فخرالدین حجازی (خطیب مشهوردوست مخصوص)

همه فخرالدین حجازی را به سخنوری می‌شناسند؛ از جنس سخنوران حسینیه ارشاد که بین دانشجویان و روشنفکران مسلمان گل کرد لقبش «گنج نطق‌های آتشین» بود. نگاه جدیدی به اسلام داشت و حرفش را با شور و خروش می‌گفت در ارادتش به امام آنقدر افراطی بود که امام به او گوشزد کرد این‌قدر تند نرود. قدیمی‌ترها می‌گویند در دربار  مناصبی داشت و مدتی هم در آستان قدس رضوی مدیر نشریه آنها بود ولی کم‌کم انقلابی شد و با ارادتی که به شریعتی داشت با جمعشان همراه شد. جلسات سخنرانی فخرالدین حجازی همیشه پر مشتری بود.

دکتر علی شریعتی

ابراهیم انصاری زنجانی

دشمن زیاد بود؛ مخالفت، تهمت و حرف‌های ناروا از دوست و دشمن هم کم نبود. دکتر اغلب سکوت می‌کرد انگار که بخشیده باشد اما به صراحت گفته بود که انصاری زنجانی را نمی‌بخشد؛ چون گفته بود کسانی که برای گوش دادن به سخنرانی دکتر به حسینیه ارشاد می‌روند، منحرفند، مشکل جنسی دارند؟ دکتر بر آشفته شده بود و جواب داده بود؛ «من همه کسانی را که با من سر عناد و دشمنی داشته‌اند می‌بخشم به جز انصاری زنجانی را».

 

پروفسور شاندل (قدری فیلسوف، قدری شاعر و قدری سیاستمدار)

خودش می‌گفت بیش از هر نویسنده و متفکر دیگری، از نظر هنری و فکری (علمی و اعتقادی) تحت تأثیر اوست. نام ادبی خودش را هم از نام او گرفت؛ «شمع» (که به فرانسه می‌شود شاندل)؛ «و شمع چیزی نیست جز آمیزه نخستین حروف نام کامل من»

شاندل بین دکارت و بودا در نوسان بود، با منطق یونان سر و سری داشت ولی هیچ‌وقت «انسان حیوان ناطق است» ارسطو را نپذیرفت. با علوم روز غریبه نبود و هنر شعرش را با آنها تزیین می‌کرد و از اشراق شرق بهره‌ها می‌برد. بعضی می‌گویند شاندل همزادی است که شریعتی برای خود آفرید تا آنچه را که خود نمی‌توانست آشکار و مستقیم بگوید از دهان او بگوید. سعی می‌کرد قلم و زبان و نگاه او را داشته باشد.

 

پروفسور لویی ماسینیون (استاد و اسلام شناس)

«آه، اگر در زندگی ماسینیون را نمی‌شناختم و این حادثه بزرگ رخ نمی‌داد، تا آخر عمر از چه چیزها بی‌خبر می‌ماندم»

پیرمردی 79 ساله که به چشم دکتر زیبا بود، با چهره‌ای استخوانی، چشم‌های ناآرام، همیشه در فکر، بی‌‌دقت به اطراف و دقیق در تفکر. مردی زودجوش که از زیبایی به همان اندازه بی‌طاقت می‌شد که از زشتی . شریعتی او را تقدیس می‌کرد و دوستش داشت. استاد روح سرکش شاگرد را سیراب می‌کرد و فوت و فن «فاصله گرفتن از ابتذال» را یادش می‌داد. ماسینیون همه عمرش را بر سر تحقیق درباره حلاج و سلمان و فاطمه (س) گذاشته بود دکتر کتاب «سلمان پاک» استادش را ترجمه کرد و در جمع‌آوری خواندن و ترجمه متون درباره حضرت زهرا(س) همراهش بود. همیشه از آن 2‌سالی که با استاد گذرانده بود، به عنوان «اوقات پرافتخار و فراموش نشدنی زندگی‌اش» یاد می‌کرد.

دکتر علی شریعتی

پوران شریعت‌رضوی (دوست و همسر)

«در آن سال‌های اول که تازه با هم آشنا شده بودیم، با هم همکلاس بودیم و هنوز پایه زندگی من نگذاشته بود، من چه بودم؟ که بودم؟ جوانی بودم پیر! جوانی بدبین، تلخ‌اندیش، تنها، گریزپا، سربه هوا و غرق در خیال» علی شریعتی، پوران شریعت‌رضوی را در دانشگاه دید اسم و رسم‌اش را از پیش‌تر می‌شناخت؛ به خاطر برادرش که 16 آذر جلوی دانشگاه شهید شده بود. پوران در آبان 1313 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد.

پدرش، علی‌اکبرشریعت‌رضوی (از سادات رضوی) خادم آستان قدس و از بازاریان قدیمی مشهد بود. او و علی شریعتی 19 سال با هم زندگی کردند که به قول شریعت‌رضوی، «زندگی خانوادگی» در این 19 سال بیشتر حاشیه بود تا متن. «متن، دغدغه‌ها و آرمان‌های علی بود. با وجود این، همیشه قدرشناس بود و گهگاه این شعر حافظ را برایم زمزمه می‌کرد؛ تو پیک خلوت رازی و دیده بر سرراهت به مردمی نه به فرمان، چنان بران که تو دانی».

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 12:32  توسط سید  | 

این هم اطلاع رسانی شفاف

امروز که داشتم در نت میچرخیدم سری به سایت فراکسیون اقلیت مجلس(پارلمان نیوز) زدم

خیلی جالب بود تمامی ۷ الی ۸ خبر اصلی ان در مورد حمله به بیت اقای صانعی بود و نمی خواهم در مورد کلمات و عباراتی حرف بزنم که اگر کسی در مورد اقای صانعی چیزی نداند با خواندن این عبارات فکر می کند اقای صانعی حداقل معصوم !!!!! بوده فقط ضمن اینکه این عمل عمل بسیار زشتی بوده و واقعا باید مسببان ان مجازات شوند اما  این را می خواستم  بگویم که حتی در خبر های حاشیه ان هم حتی یک خبر در مورد حمله و اتش زدن بیت اقای نوری همدانی نبود

دیگر خود قضاوت کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 12:2  توسط سید  | 

بازم خوبه

یک هفته ایست که صدا و سیما در اقدامی به معرفی چهره های اصلاح طلب می پردازد

اما صدا و سیما نباید کمی زود تر به این کار دست می زد؟

نباید کمی بیشتر این برنامه ها عمیق تر باشند؟

و لطفا به همین چند چهره ی سرشناس قناعت نشود به به کسان دیگری مثل  مخملباف و سروش و... بپردازد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 18:32  توسط سید  | 

به نقل از تابناک

درپي حاشيه ايجادشده در مراسم سالگرد رهبر انقلاب،‌ رسانه هاي ضد انقلاب با يافتن عكسي از رهبر انقلاب در اين مراسم، خبر داده اند كه رهبري در حاشيه سازي در اين مراسم نقش داشته اند.

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006080902591760.jpg

به گزارش الف مسعود بهنود، مفسر شبكه بي بي سي در تفسير اين عكس در وبلاگش نوشته:

این عکس چه می گوید

این عکسی است که یک خبرگزاری رسمی کشور از پشت پرده مراسم مرقد بنیاد گذار جمهوری اسلامی مخابره کرده. به باورم در سال های بعد به استناد همین عکس داوری ها خواهد شد. نشان خواهد داد که چه کسانی دست داشتند در غائله و کدامیک افراد تعجب زده شدند. به حرکت دست های هر کس دستش پیداست نگاه کنید. دست های بلاتکلیف که گاهی به جائی اشاره می کنند که نباید. هاشمی رفسنجانی گرچه سرش کاملا پیدا نیست ولی پیداست در چه حالی است. حسن آقا دارد با اکراه از کنار می گذرد. دو تن از سرداران دلنگران صحنه اند. رییس سابق قوه قضاییه و امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران وضعیتشان پیداست، اما رییس قوه جدید در این گوشه عکس چه می کند.

آن کیست که مخاطب تندی رهبرست. چرا چنین بی محابا با وی سخن می گوید.

این عکس را به یادگار داشته باشید تا زمان خودش.

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006080902591640.jpg

به دنبال مسعود بهنود، سايتها و وبلاگهاي ضدانقلاب تحليلها و تفسيرهاي متعددي بر اين عكس منتشر كرده اند تا نشان دهند اولا در حاشيه مراسم ارتحال امام خيلي خبرها بوده است و ثانيا رهبر انقلاب نيز در اين حاشيه ها نقش ايفا كرده اند.
پيگيري خبرنگار الف نشان داد عكسي كه رسانه هاي ضد انقلاب درباره اش جنجال به راه انداخته اند، در واقع بخشي از اهداي چفيه رهبري به يك درخواست كننده بوده است و نه چيز بيشتر!

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006080907533349.jpg

لازم به يادآوريست رسانه هاي ضدانقلاب در روزهاي اخير با پخش مكرر اخلال در سخنراني سيدحسن خميني، تلاش بسياري براي حاشيه سازي از اين مراسم به راه انداخته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 12:12  توسط سید  | 

تورم برای نخستین بار تک‌رقمی شد

محمود بهمنی رئیس‌کل بانک مرکزی در گفت و گو با فارس از تک رقمی شدن نرخ تورم در پایان اردیبهشت ماه خبر داده و گفته است: طبق محاسبات بانک مرکزی نرخ تورم در پایان اردیبهشت ماه به 9.9 درصد رسیده است.

با توجه به سخنان رئیس‌کل بانک مرکزی، برنامه‌های دولت در مهار رشد قیمت‌ها طی 2سال اخیر بالاخره نتیجه داده و نرخ تورم، تک رقمی شده است. تک رقمی شدن نرخ تورم یکی از پیش‌شرطهای اساسی اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها محسوب می‌شود.

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006060430564399.jpg

بانک مرکزی نرخ تورم را از بررسی مستمر 359 قلم کالا و خدمت در مناطق شهری کشور و بر اساس استانداردهای بین‌المللی محاسبه می‌کند. مسئولیت محاسبه تورم بر عهده اداره آمارهای اقتصادی بانک مرکزی است. طی ماه‌های اخیر مخالفان دولت برای کم اهمیت نشان دادن کاهش نرخ تورم، تلاش کرده‌اند صحت این آمار را زیر سوال ببرند، این در حالی است که این جوسازی‌ها توهین به کارشناسان و آمارگیران زحمتکش اداره آمارهای اقتصادی بانک مرکزی است که سال‌هاست عهده‌دار محاسبه تورم در کشورند.

پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از تک رقمی شدن تورم در ایران
بر اساس این گزارش، هفته گذشته صندوق بین‌المللی پول نیز با توجه به روند رشد اقتصادی ایران و نمودار کاهش تورم، پیش‌بینی کرده بود کاهش قابل ملاحظه تورم یکی از ویژگی‌های اقتصاد ایران در سال 2010 خواهد بود.
به گزارش این صندوق، در دو سال گذشته و به دلایل مختلف از جمله رشد قیمت‌های جهانی و کاهش ارزش دلار، نرخ تورم در ایران به 25.4 درصد رسیده بود که در سال 2009 این رقم به 10.3 درصد کاهش یافت و پیش‌بینی شده است در سال 2010 برای نخستین بار نرخ تورم در ایران تک رقمی شود و به 8.5 درصد برسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 12:47  توسط سید  | 

اسناد می گویند به نقل از menbar.ir

مدتی غرق مطالعه روزنامه‌های اوایل انقلاب شده‌ام. اطلاعات بسیار گرانبهای آن یقینا بصیرت انسان را بالا می برد.
بدون هیچ توضیحی فقط چند تکه روزنامه جهت مطالعه اینجا قرار میدهم:


مهاجرانی: تظاهرات خیابانی که گروهها دارند پایه گذاری می کنند در واقع زیرسوال کشاندن مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی است و اینها می خواهند وانمود کنند که اینجا شکنجه است،اختناق هست و آزادی نیست و طبیعی است بزرگ جلوه دادن تظاهرات خیابانی اینها و تحسین و تمجید از آنها بوسیله خبرگزاریی جهانی که سر در آخور ابرقدرتها دارند نشان دهنده آن است که این گروهها چه آمریکائی باشند یا نباشند حرکتی را دنبال می کنند که متناسب است با منافع دشمنان ما چه وابسته مستقیم باشند و چه نباشند.
وی در ادامه سخنانش افزود:عده ای معتقدند که نسبت به جمهوی اسلامی دشمن نیستند و مقداری اشکالات سیاسی دارند ما معتقدیم که این امکان به انها داده شود تا حرف های خود را بزنند و آن هاله ای از تقدس و الهیت را که اینها برای خود درست کرده اند چهرهایشان را به مردم نشان دهیم.گاهی اوقات چقدر کم عمق و بی اطلاع از مسائل هستند .

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006021252304246.jpg

 



حجت الاسلام کروبی: من معتقدم که دادگاه‌های انقلاب وظیفه انقلابی دارند که در برابر ضدانقلاب بایستند و به عنوان نماینده امام در بنیاد شهید و به عنوان کسی که آشنائی نزدیک خانواده شهدا و جانباران انقلاب دارد، اعلام می کنم که از آنها که برای اعدامیها و کسانی که با وسایل جنگی و کوکتل مولوتوف به جان مردم می افتند، اشک تمساح می ریزند می خواهیم بیایند و خانواده شهدا و هزاران جوان دست و پا قطع شده را که در راه حق همه چیز خود را از دست داده اند ببینند.جوانانی که نخاعشان قطع شده و تا آخر عمر فلج می مانند.
کودکان پدر از دست داده و زنان بی شوهر را آنان نشان می دهیم.من از اینها می پرسم اگر قاطعانه از انقلاب دفاع نکنیم پس چه کسی از حق اینان دفاع می کند؟
آیا اینان از خود سوال کرده اند که اگر این افراد پلید به مقاصد خود برسند جوابگوی این کودکان، این جانبازان که خالصانه همه چیز خود را در راه انقلاب داده اند چه کسی می تواند باشد؟عدم قاطعیت در برابر ضدانقلاب ضایع کردن حق اینان است.هرکه می خواهد دل بسوزاد برای اینها دل بسوزاند.این دل سوختن تقوا نیست….

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006021252304569.jpg

 

 

همسر بنی صدر در بنزضدگلوله در حال رهبری مجاهدین و مهاجمین دستگیر شد
هادی غفاری گفت:دیروز رهبری عملیات را در خیابان مصدق خانم بنی صدر در اتومبیل ضدگلوله دولت در دست داشت.وی با یک اتومبیل ضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بود شعارهائی به نف بنی صدر پخش می کرد.
غفاری همچنین گفت: عده ای از هوادارن بنی صدر فریاد می زدند درود بر بنی صدر فرمانده کل قوا و همسر بنی صدر نیز برای آنها ابراز احساسات می کرد.

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006021252301089.jpg


 


زهرارهنورد:
سوال: خط امپریالیسم برای از بین بردن انقلاب پس از پیروزی ۲۲ بهمن برچه محورهائی استوار بود وراه مقابله با آن چیست؟
جواب: این محورها عمدتا اینها هستند :۱- شکاف و تفرقه در میان مردم۲- شکاف و تفرقه در ساختار قدرت(حکومت) ۳- تقویت جناح غرب زده میانه رو(اعم از ملی و مذهبی و ..) ۴- اختلافات قومی و مذهبی ۵- تشدید رنج ها و مسائل اقتصادی …۶- جلوگیری از تعمیق ارزشها و تحولات معنوی و فرهنگی ۷- منزوی کردن خط آشتی ناپذیر و ربانی و الهی امام خمینی ۸- حملات نظامی در مرزها،کودتا و..

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006021252303791.jpg


 

 

میرحسین موسوی:
همه ما به مدت زیاد در معرض تشعشع امواج مسموم نظام سابق زندگی کرده ایم و در جان و روان خود از آن فضا تاثیر پذیرفته ایم.همین رسوبات باقی مانده در وجود ما وسیله ای برای کار افتادن وسوسه های امپریالیسم است به شکلی که آگاهانه و ناآگاهانه جاده صاف کی برای رجعت امپریالیسم به کشورمان گردیم.
مثلا آنکس که براساس خودمحوری «خویشتن» را محور برای سنجش خوب و بد و حقانیت و عدم حقانیت قرار می دهد در حقیقت پلی است برای برگشت آمریکا به جمهوری اسلامی .مگر می توان کیش شخصیت داشت و بازیچه ای برای شیطان بزرگ نگردید؟مگر می توان ولعی برای جاه و مقام و پول وشهرت داشت و بازیچه ای برای شیاطین بزرگ و کوچک نشد؟البته من نمی خواهم از واقعیت‌های عینی جامعه خودمان چشم پوشی کنم ….

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006021252302663.jpg

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 14:8  توسط سید  | 

سياست حجاب در حجاب سياسي به نقل از پنجره

عموم ايراني هاي مسلمان، پيش و پس از انقلاب با فساد و مظاهر آن در سطح جامعه مبارزه كرده اند و هميشه تلاش داشته و دارند تا آيين علوي و رفتار فاطمي سبك زندگي مردان و زنان اين جامعه باشد. از همان ماه هاي بعد از پيروزي انقلاب كه خواست امت و امام امت بر اين شد تا ريشه فساد و مظاهر آن از جامعه ايراني برچيده شود، برخورد با بدحجابي به اولين خط مبارزه فرهنگي تبديل شد و از همان ابتدا نيروهايي كه شور بيشتري در اين برخورد داشتند، كلام امام امت را كامل اجرا نكردند و همه همت خود را صرف پاك كردن اين مظهر فساد از ظاهر جامعه كردند. هر از چند سالي برخوردها شكل متفاوتي به خود گرفت و نيروي قهريه حكومت با نام و عنوان و روش متفاوتي اين برخورد را ادامه داد.
بدون شك اين برخوردها حريم خانواده ها و سطح جامعه را مصون داشت و از لجام‎گسيختگي برخي كه تهديدي اجتماعي براي خانواده هاي جوان بودند، جلوگيري كرد، اما همه ماجرا اين نبوده و نيست.
مسئولين نظام جمهوري اسلامي در مسئله برخورد با بد‎حجابي و به‎طور كلي در مواجهه با مسئله حجاب، به ‎گونه ها و روش هاي مختلف و همسو با افكار شخصي و حزبي خود عمل كردند. در دوره نخست‎وزيري ميرحسين موسوي، دست آقايان آستين‎كوتاه هم‎رنگ شد و زماني‎كه هاشمي رفسنجاني به رياست جمهوري رسيد، ابزارهاي رسانه اي‎اش كه توسط نزديكان او اداره مي شد، از فعاليت‎هايي كه شرط آن بدحجابي بود قبح‎زدايي كردند. وقتي زمان به سيد‎محمد خاتمي رسيد، پا فراتر گذاشته شد و از سوي برخي حجاب و خانه‎داري و همسرداري زنان قبحي نابخشودني شمرده شد و تمام تلاش دولت اصلاحات به‎ويژه در مركز امور مشاركت زنان به سمت آگاه‎سازي! زنان براي رسيدن به عرصه هاي بين‎المللي، مديريتي و هر آن چه كه زن را از خانه به زور بيرون بكشد، معطوف شد. برنامه ها و تلاش‎هايي كه گر‎چه مستقيما به ترويج بدحجابي مربوط نبود، اما زنان جامعه را با تشويق به خروج از خانواده و خود‎نمايي در جامعه، به‎طور غير‎مستقيم به بدحجابي و تقليد از مدهاي غربي مجبور كرد.
محمود احمدي‎نژاد نيز با تمام شعارهاي اصول‎گرايي كه خود و همراهانش سر دادند، در رقابت هاي انتخاباتي اش برخورد با بدحجاب ها در خيابان را تقبيح و عنوان كرد كه مسئله دولت موي دختران نيست، سخني كه از همان ابتدا بسياري از مذهبي ها و اصول‎گرايان را نگران كرد. همه اين‎ها در حالي بود كه برخي نهادها كار خود را در برخورد با بدحجابي به صورت منقطع ادامه مي دادند و اين تصور را به وجود مي آورد كه حكومت با بدحجابي برخورد مي كند، اما هميشه نه آن‎چه همواره دغدغه مسئولان نشان داده مي شده، برخورد يا عدم برخورد با بدحجابي در سطح جامعه بوده و كمتر كسي به فكر ايجاد و يا اجراي سياست هاي كلي نظام در موضوع حجاب بوده است. شايد براي همين است كه كمتر نهاد و ارگاني دولتي و غير‎دولتي حاضر به تلاش و برنامه‎ريزي براي توسعه حجاب و رفع بدحجابي غير از واردات چادر و توليد كتاب ها و محصولات كاسب‎كارانه ضعيف و سخيف است.
با اين نگاه سياسي و انتخاباتي و عدم برنامه‎ريزي و سياست‎گذاري مدون و عملكرد مقطعي و خلاء فعاليت فرهنگي و نبود زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي براي هنجارسازي حجاب و با اين فراواني ابزارهاي ضد فرهنگي و... چه انتظاري از دختران و زنان جامعه داريم؟ انتظار داريم دختران پاي ماهواره بنشينند، سبك زندگي‎شان كاملا غربي و فرا مدرن باشد، هنجارهاي تبليغ شده در سيما و سينما هم عليه حجاب باشد، آن‎وقت فاطمي‎وار زندگي كنند؟
دولت محترم اصول‎گرا دختران را به ورزشگاه ها و كسب پست هاي كلان مديريتي ترغيب مي كند و تمام الگوهاي بدحجابي در هنر كشور زير چتر حمايتي دفتر برخي مقامات ارشد اجرايي قرار مي گيرند كه خود الگوسازي براي دختران اين جامعه است، آن وقت انتظار دارد با چند ميلياردي كه در اختيار استانداران براي كار فرهنگي مي گذارد - اگر درست هزينه شود - حجاب دختران دگرگون شود و همه با اين همه تعارض بروند سراغ مؤمنه بودن؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:53  توسط سید  | 

ما زنده ایم


به تازگی عرب ها یک نظر سنجی برای تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع ر ب ی و پیشنهاد آن به گوگل راه اندازی کرده اند.
به لینک زیر بروید ودر این رای گیری شرکت کنید و به خلیج فارس رای دهید

ترافیک سایت زیاد است لطفا بعد از ورود چند دقیقه صبر کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 12:10  توسط سید  | 

ای مسلمانان تا کی سکوت؟

چقدر سکوت؟

تا کی حرف؟

روز قیامت چگونه می خواهید بگویید من مسلمانم و از مسلمانیتان دفاع کنید؟

یک حرکت کوچک:لطفا این بیانیه را امضا کنید

لینک بیانیه:                                                             http://aqsana.ir/petition        

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 11:53  توسط سید  | 

دوم خرداد تهديد يا فرصت؟به نقل از هفته نامه پنجره

در دوم خرداد 1376، محمد خاتمي در رقابت با علي اكبر ناطق‎نوري (نمادهاي دو جريان چپ و راست يا اصلاح طلبان و اصول‎گرايان امروز) به پيروزي رسيد. اين پيروزي چند ويژگي خاص داشت؛ اول آن كه كانديدايي به پيروزي رسيد كه براساس شواهد ظاهري امكان پيروزي كمتري داشت، دوم آن كه فاصله معناداري ميان نامزد پيروز (خاتمي – 20 ميليون) و رقيب اصلي (ناطق نوري – 7 ميليون) وجود داشت و بالاخره آن كه ميزان مشاركت مردم نيز در اين انتخابات (27 ميليون) به نصاب بالايي رسيد. بر همين اساس، بسياري دوم خرداد 76 را «حماسه» ناميدند.
واقعيت آن است كه دوم خرداد، دستاوردهاي مهمي را به همراه داشت: انفتاح فضاي فرهنگي – اجتماعي كشور، انبساط عرصه سياسي با گسترش آزادي ها، توسعه احزاب، تكثر مطبوعات، رشد بي نظير سازمان هاي مردم نهاد (N.G.O)، برگزاري اولين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا به عنوان فراگيرترين نهاد اجتماعي – خدماتي در كشور، تنش‎زدايي و بسط مناسبات در عرصه بين المللي را بايد از جمله اين موارد برشمرد. در واقع اين «گفتمان توسعه سياسي» با محوريت «اصلاحات» بود كه مؤلفه ها و مقوم هاي خود را بدين‎سان در عرصه افكار عمومي معرفي و اشاعه داد. اما اين، همه كار نبود. دوم خرداد از حيث مشاركت جويي مردم در انتخابات و بالا بردن نصاب آراء، حقيقتا يك حماسه بود، زيرا در طي دوران دولت هشت ساله هاشمي رفسنجاني و حاكميت كارگزاران سازندگي و «گفتمان سازندگي» شاهد كاهش مشاركت مردم در انتخابات بوديم، اما دوم خرداد 1376 به‎طور چشمگير اين سير نزولي را پايان بخشيد و مشاركت جويي مردم در عرصه هاي مختلف را بالا برد.
اما دوم خرداد نتوانست اين امتياز (حماسه) را حفظ و نگهداري كند و متأسفانه به جرياني تبديل شد كه مردم براي خاتمه‎يافتن آن لحظه شماري مي كردند و در انتخابات نهم رياست‎جمهوري (سال 1384) اين عزم و اراده را نشان دادند. رأي بالاي احمدي نژاد در رقابت با اكبر هاشمي رفسنجاني ترجمان اين اراده ملي بود.
در يك نگاه كلي، آن چه كه موجب شد دوم خرداد به جاي حماسه و دستاوردهاي بي بديل، به دليل موقعيت هاي ممتاز و شرايط استثنايي كه در آن شرايط به وجود آمده بود، دچار پارادوكس شود و پيامدهاي ناگواري را براي جامعه ايران به دنبال داشته باشد در عوامل، زمينه ها و دلايل متعددي بود كه اهم آن‎ها عبارتست از:

1. گفتمان سكولاريسم به‎جاي گفتمان حكومت ديني
متأسفانه مطبوعات، احزاب، جريان فرهنگي – هنري حاكم، نهادهاي ذيربط، برنامه ها و راهبردهاي متخذه در دوره حاكميت هشت ساله دوم خرداد به جاي تقويت و نهادينه شدن و تحكيم حكومت ديني و مؤلفه هاي آن چون ولايت فقيه، اسلاميت نظام، مرجعيت، ارزش هاي ديني و... آن‎چنان مورد هجوم قرار گرفت و كار به جايي رسيد كه برنامه پنج ساله توسعه كشور تهيه شده در اين دوران با رويكرد و نگرش كاملا سكولاريستي – ليبراليستي تهيه شد كه در مجلس شوراي اسلامي دوره هفتم (حاكميت جريان اصول‎گرا) به كلي دگرگون شد. اعتراض مراجع عظام، روحانيت، خانواده شهيدان به‎طور مستمر از هنجارشكني ها و ساختارشكني هاي دوم خرداد نشانه هاي روشني از اين رويكرد است.

2. راديكاليسم به جاي اعتدال
در دوران دوم خرداد، حزب دولت ساخته مشاركت، به همراهي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و كارگزاران سازندگي داير مدار امور كشور شدند. تفكر التقاطي، رفتار راديكال و افراطي، شاخصه اصلي اين جريان بود. در دوران حاكميت اين جريان افراطي به بهانه اين كه پيام دوم خرداد درك نشده است، بيش از 5 هزار نفر از مديران باتجربه، متعهد و كاردان از مسئوليت هاي كليدي و مهم در كشور بركنار شدند. اين جريان كه داعيه اعتدال و ميانه روي در اداره امور داشت، به جاي آن كه آمريكا را بزرگ ترين دشمن انقلاب بداند، بهزاد نبوي از تئوريسين ها و طراحان اصلي دوم خرداد، رقيب سياسي خود را بزرگ ترين دشمن انقلاب معرفي مي كرد. افراطي گري اين جريان كار را به جايي كشاند كه حادثه 18 تير را رقم زده و متعاقب آن براندازي نظام مستقر را نشانه رفت كه با هشياري مردم و هدايت رهبري ناكام ماند.

3. قدرت طلبي به جاي خدمت گزاري
جريان دوم خرداد داعيه خدمت گزاري براي مردم داشت، اما در عمل آن چه كه رخ داد قدرت طلبي، باندبازي و تبارسالاري به جاي شايسته سالاري و خدمت بود. در شوراي شهر دور اول تهران كه همه اعضاي آن در اختيار جريان دوم خرداد بود، قدرت طلبي و باندبازي آن‎قدر بالا گرفت كه در يك دوره چهار ساله، بيش از پنج رييس شورا و سه شهردار در پايتخت عوض شد. در مجلس شوراي اسلامي دوره ششم، تعدادي تحصن كردند و تعدادي استعفاي نمايشي دادند.
جمعي از مقامات دولتي به استعفاهاي نمايشي روي آوردند. تقابل ميان نهادهاي درون حاكميت با عنوان نهادهاي انتخابي و تقدم آن ها بر نهادهاي انتصابي و لزوم حذف آن ها را بايد از جمله نشانه هاي قدرت طلبي دوم خرداد برشمرد. فشار از پايين و چانه زني از بالا تنها يكي از استراتژي هاي 70‎گانه دوم خرداد براي كسب و نگهداري قدرت و حذف رقيبان بود.

4. ائتلاف با ضد انقلاب به جاي نيروهاي انقلاب
پيشتر بيان شد كه جريان دوم خرداد به‎جاي ائتلاف با نيروهاي خودي و انقلابي براي ساختن و آباداني كشور، نيروي رقيب سياسي را بزرگ ترين خطر براي انقلاب معرفي مي كرد و به جاي آن ها با نيروهاي اپوزيسيون، ضد انقلاب در ائتلاف بود.
از نظر دوم خرداد ديگر نهضت آزادي آن جرياني نبود كه امام خميني (ره) آن را نماد تفكر غرب گرا، وابسته، طرفدار رجوي و منافقان مي دانست. كروبي، رييس مجلس ششم، آشكارا به دنبال حمايت عزت ا... سحابي براي تأييد صلاحيت جهت شركت در انتخابات مجلس بود. بني صدر، رييس‎جمهور مخلوع، توسط امام خميني(ره) در حمايت از دوم خرداد صحبت مي كرد و خانم آلبرايت، وزير امور خارجه آمريكا، از شاگردان خوب خود كه اصلاحات را در ايران دنبال مي كردند، اظهار رضايت مي كرد.

سخن درباره پيامدهاي منفي دوم خرداد فراوان است. دوم خرداد 1376 و محمد خاتمي نماد مخالفت با وضع موجود بودند؛ وضعي كه حاصل هشت سال دولت هاشمي و حاكميت كارگزاران سازندگي بود، اما شاكله اصلي دوم خرداد را همان كارگزاران كه طرفدار ليبرال دموكراسي بودند، برعهده داشتند و همواره از حمايت فراگير هاشمي رفسنجاني نيز برخوردار بودند و عجيب نيست كه چرا جريان دوم خرداد در انتخابات 1384 تمام قد از هاشمي حمايت مي كرد؟
با حاكميت دوم خرداد، آزادي با ولنگاري، هنجارشكني و ساختارشكني مترادف شد و ده‎ها مورد ديگر كه از مجال اين يادداشت بيرون است. ببينيم بعضي سران و سخن‎گويان دوم خرداد چه كساني هستند؟ اكبر گنجي كه پيش تر منكر نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه بود، به‎دنبال انكار نبوت به انكار مهدويت پرداخت و هم اكنون در آمريكا با خواننده فراري طاغوت (گوگوش) در حمايت از فتنه سبز عليه جمهوري اسلامي فعاليت مي كند؛ عطاءا... مهاجراني، وزير ارشاد اصلاحات حقوق‎بگير فرقه اسماعيليه در لندن و نيز بنگاه سخن پراكني B.B.C است؛ علي افشاري، ليدر جريانات دانشجويي فراري در آمريكا و فريبا داوودي مهاجر، مادر همسر وي از حاميان جدي دوم خرداد است كه اخيرا در تلويزيون VOA كشف حجاب كرد و همچنين تعداد زيادي از دست اندركاران نشريات زنجيره اي، كه هم اكنون در آمريكا، انگلستان و ساير كشورها عليه كشور مشغول توطئه هستند.
واقعا اگر هشت سال حاكميت دوم خرداد صرف سازندگي، پيشرفت، آباداني و توسعه همه جانبه كشور مي شد، به‎راستي حماسه بود و افتخار‎آفرين، اما صد افسوس كه دوم خرداد نه تنها حماسه نشد، بلكه تهديدي عليه فرصت هاي جمهوري اسلامي شد. خدا كند كه ديگر تكرار نشود
+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 14:41  توسط سید  | 

بخشی از وصیت نامه مرحوم سید احمد خمینی به سید حسن به نقا از جهان نیوز

«به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند.هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!»

«امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. هيچكس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند.»

«ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست! همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه‌اي است در خط آمريكاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي شويم»

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 11:55  توسط سید  | 

تهران 83 _ تهران 89

سال ۸۳:

پذیرش پروتکل الحاقی

 بقول علی لاریجانی ایران طلا را داد و ابنبات را گرفت

سال ۸۹:

بیانیه ی ۳ جانبه ی تهران

در بدبینانه ترین اظهار نظر احمد توکلی به چند بند ان اعتراض داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 20:27  توسط سید  | 

یک سال پیش چه می گفتند؟به نقل از جهان نیوز


موسوي: شعار من هم مرگ بر ضد ولايت فقيه است
[88.02.15]
* موسوي بدو ورود به گلزار شهداي ساري رفت كه با استقبال گروهي از مردم كه شعار مي‌داند، «صل علي محمد، بوي رجايي آمد»،« صل علي محمد بوي بهشتي آمد»،«صل علي محمد بوي صداقت آمد»،«دسته گل محمدي به شهر ما خوش آمدي» مواجه شد.

* موسوي در پاسخ به گروهي از دانشجويان كه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه سر مي‌دادند، گفت: مرگ بر ضد ولايت فقيه شعار من‌ است. 

*يكي از دانشجويان دفتر تحكيم وحدت طيف علامه از موسوي در اين خصوص كه جمهوري اسلامي ديكتاتوري است، موسوي پاسخ داد: از من نخواهيد با نظر شما موافق باشم، زيرا قصد ندارم از قانون عبور كنم كه اين پاسخ موسوي منجر به تشويق اكثريت حاضر در سالن شد.

*موسوي هنگامي كه در سخنراني خود در خصوص مسائل اقتصادي اسم از پرتقال برد، دانشجويان به نشانه اعتراض به ورود پرتقال هاي اسرائيلي شعار «مرگ براسرائيل» را در دانشگاه سر دادند.

* موسوي براي سخنراني در سالن جهان پهلوان حسيني ساري، براي اولين بار هنگام سخنراني كت خود را از تنش در آورد، كه موجب ابراز احساسات حاضرين شد.
لينك خبر


کروبی: نظارت بيگانگان در انتخابات محكوم است
[88.02.20] 

دبير كل حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: ما خودمان در كشور انتخابات را برگزار مي‌كنيم و غربي ها حق دخالت ندارند.
وي با بيان اينكه خارجي ها نبايد در انتخابات ايران دخالت كنند، تاكيد كرد: دخالت و نظارت بيگانگان در انتخابات ايران محكوم است.
لينك خبر


موسوي: راه من از نهضت آزادي جداست / آن‌ها ولایت فقیه را قبول ندارند
[88.02.01]

كانديداي اصلاح‌طلب انتخابات رياست جمهوري دهم در خصوص نهضت آزادي گفت: به خاطر برخي نظريات آنها كه نهضت آزادي در خصوص ولايت فقيه دارند از همان اول راه من با آنها جدا بوده و اخباري كه در خصوص ديدار من با نهضت آزادي و جبهه ملي مطرح شده است، واقعيت ندارد. 
لينك خبر
در این رابطه:
[89.02.02]
موسوی در دیدار با ملی‌-مذهبی‌ها: هدف اصلی جنبش سبز تحول جامعه است.

نکته‌ی جالب: دیدار اخیر میرحسین موسوی با ملی‌مذهبی‌ها، درست یک سال پس از تکذیب آن در ایام رقابت‌های انتخاباتی صورت گرفت. 


میرحسین موسوی: بسیجی واقعی، معتقد به ولایت فقیه است
[88.02.14] 

میرحسین موسوی درجمع دانشجویان دانشگاه مازندران: «خودم را بسيجي مي‌دانم. بسيجي واقعي مدافع ناموس مردم است. بسيجي واقعي ديد ملي دارد، ‌به ولايت فقيه معتقد است ، به قانون اساسي هم پايبند است و از راي مردم حراست مي‌كند. من خاك پاي هستم.» لينك خبر


کروبی: شورای نگهبان اين دوره عملكرد بهتری داشت
[88.03.19]

مهدی کروبی با حضور در برنامه کارشناسی شبکه خبر سیما برای بینندگان این شبکه، در مورد برنامه‌های انتخاباتیش سخن گفت. وی ضمن تاکید بر لزوم افزایش شرکت مردم در انتخابات افزود: در خصوص شورای نگهبان باید بگویم که در این دوره خوش‌بینی من نسبت به قبل بیشتر شده است. 
لينك خبر 


میر حسین موسوی: با کسانی که نظام را قبول ندارند همکاری نخواهم کرد
[88.02.28] 

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پاسخ به سئوالی در خصوص دیدگاهش نسبت به اصلاح طلبان و نیروهای خارج از حاکمیت گفت: آنهایی که بیرون از نظام هستند شهروند نظامند و من به عنوان شهروند ایرانی با آنها روبرو می شوم ولی با کسانی که نظام را قبول ندارند همکاری نخواهم کرد. 
لينك خبر


پوسترهای آن روزها... | دو: رابطه‌ي نزدیک با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
یک‌سال پیش، همین روزها... سایت قلم‌نیوز متعلق به ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، پوسترهایی با عنوان «تصاویر منتشر نشده از سید» منتشر کرد.

یکی از نکات جالب و مهم این پوسترهای تبلیغاتی، تعدد تصاویری است که در آن، میرحسین موسوی در کنار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیده می‌شود.

این روزها دیدن دوباره بعضی از این تصاویر، خالی از لطف نیست: 
  

  


کروبی: حكم حكومتي را قبول دارم و از دستورات رهبري اطاعت خواهم كرد
[88.02.07]

مهدی کروبی تصريح كرد: بنده در صورت پيروزي با مجلس هشتم تعامل سازنده اي را خواهم داشت و تعاملي كه به نفع منافع ملي كشور بوده و براي پيشرفت آن باشد را انجام خواهم داد.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در پاسخ به سوالي در خصوص حكم حكومتي از جانب رهبري انقلاب نيز خاطر نشان كرد:بنده حكم حكومتي را قبول دارم و از دستورات رهبري اطاعت كرده و خواهم كرد و هيچگاه در اين خصوص كه حكم حكومتي را قبول ندارم حرفي نزده ام.

دبير كل حزب اعتماد ملي ياد آور شد: با اينكه معتقدم مي‌توان قانون اساسي را اصلاح كرد اما در حال حاضر به قانون اساسي احترام مي گذارم و در صورت پيروزي قطعا قانون اساسي را اجرا خواهم كرد.
لينك خبر


مهندس موسوی: از راهبرد اصولگرایی اصلاح طلبانه رهبر معظم انقلاب دست بر نمی‌دارم
[88.02.20]

میرحسین موسوی رویکرد اصولگرایی با ویژگی اصلاح طلبی را یک استراتژی و راهبرد برای خود دانست و گفت: بنده از این شعاری که رهبر معظم انقلاب داده‌اند، دست بر نمی‌دارم. ما باید با اصلاح طلبی از سویی و اصولگرایی از دیگر سو همه گروهها را برای تفاهم قانع کنیم.

نخست وزیر کشور در دوران دفاع مقدس در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اراک، با استقبال از شعار "میزان حال فعلی افراد است" که در دست برخی از دانشجویان قرار داشت، گفت: این جمله کاملا صحیح است و بر این اساس ما باید ببینیم چه وعده‌هایی داده و اکنون کجا ایستاده‌ایم. 
لينك خبر
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 20:16  توسط سید  | 

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

شهادت حضرت زهرا (ع) بر همه ی شیعیان جهان تسلیت باد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 11:0  توسط سید  | 

در جواب چند هیاهو

در هفته گذشته چند تن از محكوماني كه توسط دادگاه انقلاب تهران حكم محاربه‎شان صادر شده بود، به مرحله اجراي حكم رسيدند. اعدام اين پنج نفر كه در محافل داخل و خارج كشور بازتاب‎هاي متفاوتي داشت، در شرايطي انجام شد كه برخي از منابع نزديك به دولت، جزيياتي از پرونده‌هاي بازجويي اين افراد را در سايت‎هاي مختلف منتشر كردند.
برخي موضع‎گيري‎ها درخصوص اين وقايع، خصوصا اعلاميه‎هايي كه توسط برخي منتقدان منتشر مي‌شود، جو غير شفافي را به جامعه تحميل مي‌كند. به‎جاست براي پرهيز از به جريان افتادن شايعات و گفته‌هاي بي‎اساس، اوراق ديگري از پرونده‌هاي اعداميان اخير براي روشن شدن افكار، منتشر شود، زيرا بهترين راه براي پايان دادن به شايعات و برخي سخنان بي‎اساس و موضع‎گيري‎هاي غيراصولي، شفاف ساختن فضا با تزريق اطلاعات صحيح و قابل اعتنا درباره وقايع روز است.
در همين راستا، پنجره تصميم گرفته است آن‌چه را از زندگي اين افراد يافته است، با نگاهي بي‌طرف تقديم خوانندگان كند. اميد است اين كار باعث شود فضاي رسانه‌هاي سياسي كشور به يكي از مهمترين وظايف خود، يعني اطلاع‎رساني به مخاطبان، نگاه جدي‎تري داشته باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 9:24  توسط سید  |